مصاحبه خواندنی روزنامه جام جم با محمد علیزاده


مصاحبه مفصل , خواندنی و متفاوت روزنامه جام جم با محمد علیزاده

این شماره روزنامه جام جم ( چهارشنبه | 5 تیر 1392 ) برای هواداران محمد علیزاده , یک سوپرایز عالی داشت و آن هم مصاحبه متفاوت و خواندنی با محمد علیزاده بود . در این مصاحبه متفاوت سوالات و پاسخ های جدیدی مطرح شده که جذاب و خواندنیست. صدای خاص و دلربای محمد علیزاده دیدگان اکثر نشریات را بخود جلب کرده و این دومین روزنامه سراسریست که مصاحبه مفصلی با محمد علیزاده ترتیب داده است .

سایت هواداران محتوای روزنامه را برای شما هواداران عزیز آماده کرده که در ادامه میتوانید مطالعه نمایید ...




اشاره :
وقتي روبه رويش مي نشينم که مصاحبه را شروع کنم، متوجه مي شوم با اغلب خواننده هاي موسيقي پاپ فرق دارد. پر شر و شور نيست و از هيچ چيز گلايه ندارد. نه از همکارانش بد مي گويد و نه از بازار پر تلاطم موسيقي حرف مي زند. فقط از خودش مي گويد و کارش و آينده اي که براي خود در نظر گرفته است.
وقتي پرسش​هايم را با او مطرح مي کنم با آرامش لبخند مي زند و مي گويد من در مسير خودم حرکت مي کنم و دوست ندارم درگير حاشيه ها شوم. اين خواننده جوان محمد عليزاده است، همان کسي که اين روزها آلبوم «دلت با منه» او را با ترانه هاي شاد و غمگينش بسياري مي شنوند و دوستش دارند.
او حالاپس از برگزاري چند کنسرت موفق و استقبالي که از آلبومش شده موقعيت و جايگاه نسبتا خوبي در موسيقي پاپ پيدا کرده است اما به گفته خودش آموخته که از روزهاي شاد چندان خوشحال نشود و از روزهاي غمگين هم افسرده نشود، چون همه اينها در گذر است.


    
فکر مي کنم راه طولاني وجود دارد بين فعاليت هنري شما و انتشار آلبوم و برگزاري کنسرت . مشکلات زيادي برايتان پيش آمد و هر بار جلوي انتشار آلبوم شما را گرفت . اواخر سال گذشته بالاخره آلبوم «دلت با منه» منتشر شد و با استقبال بسيار خوبي هم مواجه شد . نظرتان درباره اين وقفه هاي طولاني که در مسيرتان پيش آمده چيست ؟
بعد از انتشار «دلت با منه» همه اين سوال را به شکلي از من مي پرسند. يکي گفت بالاخره بحران ها را پشت سر گذاشته ام و يک نفر ديگر هم عقيده داشت در موسيقي بدشانس بوده ام . اما سوال شما با همه اينها متفاوت است و مي گوييد مسافت طولاني .


    
مسافت طولاني شايد بهترين عبارتي باشد که مي توان درباره اين شرايط به کار برد . موافق نيستيد؟
فکر مي کنم تعبير درستش همين است. در اين مسافت طولاني روزهاي خوب و بد را کنار هم ديده ام . روزهايي وجود داشت که چيزهاي تازه اي ياد مي گرفتم ، بخصوص در بخش ترانه نويسي و ملودي سازي . البته روزهاي تلخ هم بود اما همين روزهاي تلخ هم به ملودي سازي من کمک کرده و از همه مهم تر حال خواندنم را عوض مي کرد . در اين روزگار و در اين مسافت طولاني بيشتر کسب تجربه کردم و حالا مي توانم خدا را شکر کنم که در اين سال ها تجربه ام خيلي زيادتر شد.


    
حالا که از آن روزگار فاصله گرفته ايد فکر مي کنيد تلخي هايش بيشتر بوده يا شيريني هايش؟
شايد به موازات هم بوده اند. روزهاي تلخش به من صبوري را ياد داد و روزهاي خوبش هم گذرا بودن روزهاي شيرين را . در اين مدت ياد گرفتم که نه به روزهاي خوش دل ببندم و نه از روزهاي بد ناراحت شوم ، چون همه اين روزها مي گذرد.


    
بله ، مي گذرد و محمد عليزاده در سي سالگي آلبومش را منتشر مي کند و کنسرت مي گذارد. هيچ وقت با خودتان به اين فکر نکرديد که اين سال ها از همدوره اي هايتان در موسيقي جا مانده ايد؟
آدمي که تلاش کند و هدف خاصي داشته باشد، بالاخره به هدفش مي رسد. يکي مثل من در سي سالگي آرام آرام مي تواند به چيزي که مي خواهد نزديک شود ، يکي هم در بيست ودو سالگي . شايد آن پسر بيست ودو ساله ظرفيتش از من بيشتر بوده که در سن و سال پايين تر ديده شده است و خداوند دوست داشته بر من زمان بگذارد و ظرفيتم بيشتر شود تا ديده شوم.


    
يعني فکر مي کنيد زودتر رسيدن به بعضي چيزها مي توانسته در زندگي برايتان مانع رشد فکري و شخصيتي تان شود؟
هميشه يکي از آرزوهاي زندگي من اين بوده که موسيقي باعث نشود چيزهاي خوبم را از دست بدهم . شهرت مي تواند انسان را در يک محدوده محصور کند. اگر فرد آمادگي بزرگ شدن نامش در چشم ديگران را نداشته باشد و در عين بي تجربگي وارد فضاي شهرت شود، در مسيري مي افتد که به افول شخصيتش خواهد رسيد. من هميشه دنبال حرکت در مسيري بودم که از بروز اين اتفاق در زندگي ام جلوگيري کند.


    
چرا فکر مي کرديد شهرت مي تواند سد راهتان باشد؟ مگر نمونه چنين اتفاقاتي را در ديگر فعالان موسيقي که سن و سال کمي داشته باشند ديده بوديد؟
بله ، بسيار ديده بودم که وقتي شهرت از يک در وارد مي شود ، حال صداي دوستان خوبم از در ديگر بيرون مي رود. مي دانيد موسيقي هنر است و هنر هميشه براي بروز و ظهور خود نياز به اين دارد که هنرمند مدام با درون خود درگير باشد و هر بار زواياي مختلفي از آن را کشف کند.

طبعا وقتي مسير ذهني هنرمند منحرف شود و عمده توجهش به شهرت و نظرات ديگران جلب شود، موسيقي اش ضعيف مي شود و حال صدايش از دست مي رود. هميشه وقتي دوستاني را مي ديدم که در اين چرخه گرفتار شده و نتوانسته بودند مسيرشان را به قوت قبل ادامه دهند به اين فکر مي کردم که من دوست ندارم به اين سرنوشت دچار شوم.
بنابراين هميشه از خدا تشکر مي کنم که در اين مسير يا به قول شما مسافت طولاني ماندم و قدم به قدم حرکت کردم. همين شد که مسير را هم بدرستي تجربه کردم و به همين دليل مدام سعي مي کنم به آرامي و با تحکم قدم بردارم و دنبال اين نباشم که از پله اول بروم پله پنجم.


    
کم کار بودنتان هم به دليل همين افکارتان است؟
بله موسيقي را خيلي زياد دوست دارم اما کم کار هم هستم. چون سعي مي کنم در اين کم کاري موسيقي اي را توليد کنم که دست کم به دل خودم بنشيند و مردم دوستش داشته باشند.


    
از آرام و آهسته بالا رفتن از پله هاي موسيقي گفتيد . از قديم به ما گفته اند رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود، اما اين روزها شاهديم که خوانندگان جوان بخصوص در عرصه موسيقي پاپ از پله اول مي روند پله پنجم و بعد به اشتباهشان پي مي برند و برمي گردند و شروع مي کنند پله ها را به عقب برگشتن و سعي مي کنند رفتارهاي حرفه اي در موسيقي پيش بگيرند. حالابه نظر شما اين تجربه خوب است يا بد؟
چنين حرکت هايي ماندگاري ندارد. من نمي آيم کاري انجام دهم که تمام شوم. مي خواهم کاري کنم موسيقي ام بماند. اين مسيري است که من براي خودم تعريف کرده ام ، مي خواهم وقتي پنجاه ساله شدم و کنار پسرم نشستم او بتواند به ترانه خواني و آواز پدرش ببالد ، نه اين که باعث شرمش شود که پدرش چه مضاميني را خوانده است.


   
در مدتي که براي انتشار آلبوم و برگزاري کنسرت با مشکلات زيادي روبه رو بوديد ، صدايتان را از دريچه تلويزيون و در قالب تيتراژهاي تلويزيوني مي شنيديم. تا چه حد حضورتان در رسانه ملي را در اين سال ها کمک به ارتباط داشتنتان با مردم مي دانيد؟
تيتراژ خواندن در تلويزيون و حضور در رسانه ملي يکي از عوامل موفقيت من است، چرا که حضورم در اين رسانه موجب شد موسيقي من شنيده شود. مثلاقطعاتي چون «شهر باران» و «خداحافظ همين حالا» يا «حالم زيبا کن» تيتراژهايي بود که براي تلويزيون خواندم و زماني که هيچ رسانه اي نداشتم، کمک هاي تلويزيون باعث شد صدايم به مردم برسد. به همين دليل هميشه معتقدم رسانه ملي به شنيده شدن يک خواننده کمک مي کند.


    
خيلي ها با تيتراژ خواندن براي صدا و سيما رابطه خوشي ندارند...
وقتي موسيقي خوب توليد و از تلويزيون پخش مي شود مردم آن را بهتر مي شنوند. من با زياد خواندن تيتراژهاي تلويزيوني مخالفم. مي بينيم که در يک سال يک خواننده چهار بار تيتراژ مي خواند. اين به نظرم خيلي بد است، چون بايد همه خواننده هايي که کارشان خوب است در تلويزيون حضور پيدا کنند و مردم صدايشان را بشنوند. امسال هم براي يک سريال تيتراژ خواهم خواند. در هر صورت من يکي از خوانندگاني هستم که از تيتراژ خواندن استقبال مي کنم به دليل اين که به شنيده شدن صداي من کمک مي کند.


    
چرا با کساني که چند بار در سال تيتراژ مي خوانند مخالف هستيد؟
رسانه ارثيه پدري هيچ يک از ما نيست. رسانه متعلق به همه مردم است و يک خواننده هر قدر هم توانا باشد نبايد چهار بار در سال تيتراژ بخواند، چون با اين کار جايي براي بقيه نمي گذارد. خواننده هاي خوبي هستند که هنوز مردم آنها را نشناخته اند. اين خواننده ها طبعا دوست دارند از طريق تلويزيون صدايشان را به گوش مردم برسانند. اکنون خواننده هاي قديمي تر که جايگاه خود را ميان مردم پيدا کرده اند، جا را خالي نمي کنند که خواننده هاي جوان تر هم بتوانند تيتراژ بخوانند. اين خواننده ها همه چيز را براي خودشان مي خواهند. خواننده سالي يک تيتراژ خوب در تلويزيون داشته باشد کافي است و بهتر است بقيه فرصت را به ديگران بدهد. از طرف ديگر وقتي که قرار باشد مدام يک نفر بخواند همه کارهايش شبيه هم مي شود و به تکرار مي افتد. وقتي حالت هميشه يک حال باشد، خودت به تکرار مي افتي و بايد اين تکرار را تحويل ذائقه مردم هم بدهي و اين اتفاق خيلي بد است.


    
پيش آمده که خودتان هم دوستانتان را براي خواندن تيتراژي که به خودتان پيشنهاد شده بوده، معرفي کرده باشيد؟
بله ، بسيار پيش مي آيد کارهايي به من پيشنهاد شده و من دوستانم را معرفي کرده ام. همان طور که من دوست دارم تيتراژ بخوانم، همه خواننده ها دوست دارند. اين خودخواهي است که من همه چيزهاي خوب دنيا را براي خودم بخواهم. خواندن در رسانه حق همه خواننده هاي خوب اين مملکت است.


    
مي خواهم با هم و همراه با خوانندگان روزنامه يک گام عقب تر برويم تا از شما يک سوال بسيار مهم را بپرسم. ببينيد، مطمئن هستم بسياري در خاص بودن و زيبايي صداي شما با من هم عقيده هستند اما صرف اين که صدايتان زيباست وارد عرصه خوانندگي شديد؟
اين ضعف موسيقي پاپ ماست که اغلب خواننده هاي پاپ سواد خواندن ندارند و آموزش هاي لازم را براي اين کار نديده اند. خوشبختانه درباره من اين طور نبوده و ورودم به اين عرصه پيشينه اي طولاني دارد. چهار پنج ساله بودم که با پدرم به هيات هاي مذهبي مي رفتم و وقتي بازمي گشتم، شروع مي کردم به خواندن نوحه هايي که شنيده بودم، يا موسيقي هايي که از تلويزيون پخش مي شد را براي پدرم مي خواندم. از ابتدا به موسيقي شعر و ترانه علاقه داشتم. از سنين پايين ديوان حافظ مي خواندم. دوست داشتم شعر حفظ کنم. هميشه در مدرسه ادبياتم بهتر از ديگر درس هايم بود. اين حس درون من بــود و در واقع اين لطف خدا به من بود.
از پانزده، شانزده سالگي يادگيري موسيقي اصيل ايران را شروع کردم، قبلش هم دستگاه هاي قرآن را ياد گرفتم. آقاي دکتر جوانمرد که مربي قرآن من بودند تمام دستگاه هاي قرآن را به من ياد دادند. بعد ديدم موسيقي سنتي را خيلي دوست دارم و رفتم رديف هم ياد گرفتم.
استادان ديگرم شاپور رحيمي، محمد عبدالحسيني، مرحوم ايرج بسطامي، جناب آقاي مختوم و... همه استاداني بودند که شاگرديشان را کردم و طي پنج سال رديف را ياد گرفتم. اما همه اين تمرين ها و کلاس ها به لطف صدايي بود که خدا در حنجره من گذاشته بود. چون اين صدا موجب مي شد استادانم به من توجه بيشتري داشته باشند و تشويقم کنند.

هفده ساله بودم که کلاس هاي آقاي عبدالحسيني را مي رفتم و شاگرد ارشد کلاس شده بودم. يادم هست واکمن نداشتم. کساني که موسيقي سنتي ياد مي گيرند، مي دانند که در کلاس استاد گوشه ها و رديف ها را مي نوازدو شاگردان ضبط مي کنند و مي آيند تمرين مي کنند. بچه ها رديف ها را با واکمن ضبط مي کردند و مي آوردند خانه تمرين مي کردند. پدرم آن وقت ها احساس مي کرد علاقه من به موسيقي به درسم لطمه مي زند و امکاناتي براي من فراهم نمي کرد که خيلي سرگرم موسيقي شوم و به درسم لطمه بخورد. واقعا هم يکي از دلايل پيشرفت من همين موانعي بود که پدر سر راهم مي گذاشت.
    
پدرم اين کارها را مي کرد که ببيند آيا با وجود موانع باز هم حاضرم تمرين هايم را با پشتکار انجام دهم؟ من هم در کلاس هاي موسيقي رديف ها را با شنيدن ياد مي گرفتم. مثلااستاد مي گفت گوشه نيريز در دستگاه ماهور و من گوشي ياد مي گرفتم. سوار ماشين که مي شدم برگردم خانه همه چيز را با خودم زمزمه مي کردم، فکر کنم کساني که کنارم بودند با خودشان مي گفتند اين بنده خدا ديوانه شده. اين اتفاق در موسيقي گوش مرا خيلي قوي کرد.


    
پس در موسيقي هميشه مانع داشته ايد !
(با خنده) مانع هايي که هميشه خوب بوده و به نفعم تمام شده است. موانع آدم را به تفکر وامي دارد و پشتکار شما را بيشتر مي کند. اين موانع در زندگي من اتفاق خوبي بود و حالاوقتي روي صحنه مي روم و برخوردهاي مردم را مي بينم خدا را شکر مي کنم. چون برايم خيلي مهم است که وقتي روي صحنه مي روم مردم از اجرايم راضي باشند.


    
در اين مدت تعريف عشق در ترانه ها دستخوش تغييرات فراواني شده است و ديگر بي قراري و دلتنگي ندارد. تعريف عشق در ترانه هاي شما از تعاريف دم دستي فاصله گرفته و عشقي پر از دلتنگي دارد ؛ عشقي که شبيه سال هاي قبل تر شده است. مي خواستم کمي هم درباره انتخاب ترانه​هايتان توضيح دهيد.
مي دانم اين حرف تکراري است اما من ترانه اي که به آن اعتقاد نداشته باشم را نمي خوانم. برايم ترانه بياورند و بگويند اين را بخوان، مي شوي سوپر استار! اگر به آن اعتقادي نداشته باشم، نمي خوانم. چون اعتقاداتم را دوست دارم. هر آنچه در ترانه هاي من و در آلبوم «دلت با منه» هست خود محمد عليزاده است. من موسيقي توليد مي کنم، از دوستانم هم ترانه مي گيرم، اما هميشه سراغ ترانه سراياني مي روم که تفکراتشان به من نزديک است و هرگز با ترانه سرايي که طرز تفکرش از من دور باشد، کار نمي کنم.
چند جا نقد براي ترانه هاي آلبومم خواندم. در قلب خودم اين جواب را به اين دوستان دادم که آنقدر در ترانه هاي امروزي ما دلتنگي و عشق کم شده که پس از مدتي يک نفر مي آيد اينها را مطرح مي کند مي گويند ترانه اش ضعيف بود. مي دانيد برخي آنقدر از عاشقانگي ترانه ها دور شده اند که ديگر با اين موضوع ارتباط برقرار نمي کنند. سعي کردم ترانه هايم سرشار از عشق باشد. همان طور که دوست دارم صدايم هم سرشار از عشق باشد. اگر روزي اتفاقي بيفتد که حال صداي محمد عليزاده از بين برود ديگر چيزي از او نمي ماند. اين شهر خواننده هاي زيادي دارد. شما در هر خانواده اي يک صداي خوب پيدا مي کنيد. من حرفم روي خواندن نيست . موسيقي من تفکر من است و به همين دليل سعي مي کنم در ترانه هايم به مخاطب احترام بگذارم.


    
شما ترانه ها را داراي کارکرد و تاثيرگذاري اجتماعي مي دانيد؟
بله . به اين خاطر است که ياد گرفتم نبايد بي حيا بود. حيا يک خصيصه تاثيرگذار در جامعه است. ما خدايي داريم که پر از حياست. هزاران مورد زشت از هر کدام ما مي داند اما جلوي ديگر انسان ها طوري ما را جلوه مي دهد که انگار آدم خوبي هستيم. دوست دارم ياد بگيرم مثل خدا باشم چيزهاي زيبا را نشان دهم و چشمم را روي بي حيايي و زشتي ببندم. دوست دارم روزي برسد که فضاي همه ترانه ها عوض شود.


    
پس شما سمت و سوي ترانه هايتان را عوض نخواهيد کرد؟
سمت و سوي ترانه هايم را عوض نمي کنم. به اين مردم بايد عشق داد. محبت کرد و برايشان عاشقانه خواند نه اين که به آنها نااميدي بدهي. نااميدي مال من نيست. در ترانه هايم نااميدي و لحن و بيان نامناسب جايي ندارد ، چه رسد به حرف هاي زشت. چرا؟ چون اگر اجازه ورود بدهم، خودم را هم خراب کرده ام. براي همين دوست دارم هميشه اين اتفاقات بيفتد.


    
ترانــه هاي آلبوم بعدي تان هم به همين شکل خواهد بود؟
براي آلبوم بعدي ام به يک فرم ديگر ترانه فکر مي کنم که در آن اتفاقات نوتري هم هست. البته باز هم عاشقانه است. من عاشقانه خوان هستم و رسالتم در اين دنيا عاشقانه خواندن است. چون خدا منبع عشق و محبت و دوستي است. دنبال اين نيستم که در ترانه هايم چيزي ايجاد کنم که زودتر ديده شوم.


    
ترانه هاي آلبوم «دلت با منه» از سوي بــرخي ترانه سرايان نقد شده بود. اگر اين نقدها را خوانده ايد نظرتان درباره آنها چيست؟
هر کس سليقه اي دارد. اما در هر صورت من با نقد مشکلي ندارم اما در نقد هيچ وقت يک نفر را نمي کوبند که خودشان را مطرح کنند. اين نقدي که مي گوييد از سوي يکي از خانم هاي ترانه سرا مطرح شده بود. ايشان گفته بودند حاضرند ترانه هاي مرا بخوانند و ويرايش کنند، بي آن که هيچ پولي براي اين کار دريافت کنند! من هم به ايشان مي گويم بهتر است اين وقت را براي بهتر شدن ترانه هاي خودشان صرف کنند. نمي گويم هر کس کار مرا دوست ندارد آدم بدي است اما فراموش نکنيم که نبايد يکطرفه نقد کرد. ايشان در مصاحبه شان از همکاري که قبلابا هم داشتيم هم گفته بودند اما من اعلام مي کنم ما هيچ همکاري با هم نداشتيم و اگر ايشان ترانه هاي خوبي داشته باشند، از آثارشان استفاده خواهم کرد. چون برايم نام ها مهم نيست و به دنبال کارهاي خوب هستم، چون دنبال اتفاقات خوب در کارم هستم. در آلبوم دلت با منه از تنظيم کننده اي استفاده کردم که نخستين بار بود نامش شنيده مي شد. در هر صورت اين را هم بگويم که اگر همه کارم را دوست داشته باشند به خودم شک مي کنم.


    
و با همه انتقادات محمد عليزاده باز هم روند خود را ادامه مي دهد.
شک نکنيد. کاري انجام مي دهم که به آن اعتقاد دارم. سختي ها و تنهايي هاي زيادي براي حرکت در مسير موسيقي داشته ام و با وجود همه انتقادات از کاري که فکر مي کنم بايد انجام دهم کناره نمي گيرم. به خودم، قلبم و اعتقاداتم قول داده ام مردانه مسيرم را ادمه دهم.


    
اگر روزي پير شويد يا ببينيد خوب کار نمي کنيد حاضريد با دنياي موسيقي خداحافظي کنيد؟
خداحافظي که نمي شود کرد. دنياي موسيقي دنياي عشق است. اما بايد بتوانيم به موسيقي احترام بگذاريم و بپذيريم چهره هاي تازه اي وارد شده اند و بهتر است عرصه کار را به آنها واگذار کنيم. بايد بدانيم هر گلي در يک فصلي مي رويد. مهم محمد عليزاده ها نيستند. مهم روند موسيقي پاپ ماست.


    
و شما در شرايط فعلي اين روند را چگونه مي دانيد؟
گاهي من مي گويم بياييد سواد خواندنمان را در موسيقي پاپ بالاببريم، برخي ناراحت مي شوند و فکر مي کنند من افراد خاصي را نشانه رفتـــه ام. مساله من به هيچ وجه شخصي نيست. نمي دانم چرا وقتي يک نفر مي گويد بياييد سواد موسيقي مان را بالاببريم عده اي ناراحت مي شوند.


    
بي سوادي خواننده در خواندن چه اتفاقاتي را برايش ايجاد مي کند؟
اگر موسيقي ما باسواد شود، آهــنگ هاي شبيه به هم کم مي شود. ترانه هايمان کمتر شبيه هم مي شود. من دنبال اين هستم که موسيقي کشورمان بارور شود. وقتي ده قطعه توليد مي شود و 9 تاي آن شبيه هم است چه توقعي مي توان از اوضاع موسيقي کشور داشت؟
بايد اين را بپذيريم رنگ صدا کسي را خواننده نمي کند. خوانندگي هم مرحله و آداب دارد و سواد مي خواهد. هر چه فوندانسيون ساختمان قوي تر باشد عمر بيشتري مي کند. من به فکر عمر موسيقي ام هستم و از خيلي دوستان خواننده ام ملودي ياد گرفته ام. اين را هم با افتخار مي گويم. ببينيد دو آلبوم بعدي من بايد بهتر از قبلي باشد. اگر نباشد، باخته ام. موسيقي يک خواننده بالاو پايين دارد اما نبايد از يک اوج يک دفعه زمين بخورد. اگر يک خواننده در توليد اثرش بي سواد باشد، اين اتفاق برايش مي افتد.


تشکر از روزنامه جام جم بابت این مصاحبه خواندنی /







کلمات کليدي : مصاحبه مفصل , خواندنی و متفاوت روزنامه جام جم با محمد علیزاده , مصاحبه محمد علیزاده و روزنامه جام جم , مصاحبه محمد علیزاده با جام جم , مصاحبه محمد علیزاده , روزنامه جام جم و محمد علیزاده , گفتگوی روزناه جام جم با محمد علیزاده , مصاحبه روزنامه جام جم , محمد علیزاده و روزنامه جام جم , اجرای محمد علیزاده , مصاحبه جدید محمد علیزاده با روزنامه جام جم , چهارشنبه , مصاحبه روز چهارشنبه با محمد علیزاده , سایت هواداران محمد علیزاده .
ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 5 تير ماه ، 1392 توسط Alizadeh_Fans  چاپ مطلب


نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : ciz03jib
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

█توجه توجه█

بازدیدکنندگان و هواداران غیر عضو مجوز ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت را ندارند!

برای ارسال نظرات و پیشنهادات و استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران و هواداران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

عاشقتم,چجوری اثباتش کنم ؟؟؟؟؟ (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
عاشقتم محمد . بچه ها تا آخر بخونید مصاحبه رو , حرفهای محمد به دل میشینه شدید . در مورد ترانه ها طوری صحبت کرد که نظرم نسبت به همه ترانه ها عوض شد . ایکاش اخلاقم یکم شبیه محمد بود .



تشکر (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
تشکر تشکر



دختر اشوب (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
محمد یه دونه ای یه دونه فقط بگو که کنسرت بعدی کی و کجاست



همکاری فرزادحسنی ومحمدعلیزاده در تیتراژسریال خروس (امتیاز : 1)
توسط helma در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
زوج فرزاد حسنی و محمد علیزاده در شبکه دو شبکه دو سیما همانطور که از مدت ها پیش اعلام کرده، امسال با سریال «خروس» مهمان شب های رمضانی ِ مردم خواهد بود. این سریال که سعید آقاخانی کارگردانی آن را برعهده دارد، امسال سورپرایز جالبی برای علاقمندان به موسیقی دارد. تیتراژ این مجموعه تلویزیونی امسال به محمد علیزاده سپرده شده است. اما نکته جالب در این میان این است که در این آهنگ بعد از مدت ها، یک بار دیگر شاهد همکاری زوج فرزاد حسنی و محمد علیزاده خواهیم بود. ترانه این آهنگ توسط فرزاد سروده شده و تنظیم آن هم توسط شهاب اکبری انجام شده است. علیزاده در این مورد می گوید:«مصطفی کیایی(نویسنده سریال) یکی از دوستان قدیمی من است. سعید آقاخانی به مصطفی گفته بودند که تیتراژ سریال را محمد بخواند. مصطفی با من تماس گرفت و بعد از جلسه ای که با آقای ابراهیمی(تهیه کننده) داشتیم به این نتیجه رسیدیم که تیتراژ این سریال را کار کنیم. سبک و سیاق این آهنگ هم ، شبیه عاشقانه های محمد علیزاده است.» وی ادامه می دهد:« من سالی یک بار تیتراژ کار می کنم، آن هم ماه رمضان به ماه رمضان است. به خاطر علاقه ای که به ماه مبارک رمضان دارم، همیشه از خدا خواسته ام که در این ماه کار داشته باشم. ماه رمضان ماه محبوب من است و همه اطرافیان من هم از این موضوع آگاه هستند. چون در این ماه حال خودم خیلی خوب است، دوست دارم کاری هم در تلویزیون داشته باشم تا در جشن آسمانی مردم شریک باشم.» علیزاده در پایان می گوید:«من تا به حال شبکه دو کار نکرده ام اما فکر می کنم هم شبکه دو، شبکه خوبی است و هم سریال پروژه با کیفیت و خوبی است. دوستان در شبکه دو بابت این تیتراژ به من لطف زیادی داشتند و آرزو می کنم با این آهنگ یک یادگاری خوبی از من در این شبکه باقی بماند.»



دختر اشوب (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
بعضی از خانم ها و اقایون اسم اظهار نظر شخصی خودشون رو میذارن نقد که خیلی خیلی من رو به عنوان یک هوادار اذیت میکنه دیگه چه برسه به محمد علیزاده اخرین بار هم که مجری ساعت 25 در گفتگویی که با ایشون داشت اصلا رعایت ادب رو نکرد منم توی باشگاه مخاطبان به عنوان یه هوادار مراتب اعتراض خودم ابراز کردم و گفتم که بایییییییییییییید از ایشون عذر خواهی کنه / از روزنامه جام جم هم تشکر میکنیم به خاطر این مصاحبه عالی دستتون درد نکنه


  • [بدون موضوع] توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392

آرزو مشرقی (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
هلما جونم مطئنی این موضوع روووو ؟؟؟؟؟ اگه اینطور باشه که همه اون حرفا شایعه ای بیش نیس که !!



فرزاد مرادی (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
دختر آشوب عاشق هواداریتم , مث تو هوادار تا حالا ندیدم .. به افتخار دختر آشوب و محمد علیزاده بزن اون دس قشنگه رووووو ... مرسی از بابت مصاحبه



لینک خبر (امتیاز : 1)
توسط helma در مورخه : پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
http://www.caffecinema.com/tv/42-news-tv/11656-1392-04-06-14-51-46.html اینم لینک خبر برای بچه های هوادار نازنین



دختر اشوب (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : جمعه، 7 تير ماه ، 1392
واااای اینم از اظهار نظر خانم مکرمhttp://www.musicema.com/node/177721



تشکر از هلما جان (امتیاز : 1)
توسط 1362 در مورخه : جمعه، 7 تير ماه ، 1392
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
دلمو پس نده دل به هر کس نده آبرومو نبر آبرومونریز باشی میشم عزیز بری میشم مریض. اینا یعنی اینکه شایعه بی شایعه



مسعود (امتیاز : 1)
توسط masoud در مورخه : يكشنبه، 30 تير ماه ، 1392
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
بابا ایول من غلام ادبتم محمد مثل خوشبختیه عاشق ته قصه بمون با من ... من که همیشه باهاتم محمد جان



محمدعلیزاده (امتیاز : 0)
توسط هوادار (ميهمان) در مورخه : دوشنبه، 14 مرداد ماه ، 1392
خیلی گلی بخداارزومه ازنزدبک ببینمت بهت یگم برای موفقیتتوسلامتیت خیلی دعامیکنم برقرارباشی انشاالاه.من روباکارهات عاشق موسیقی کردی.دوست دارم چون نفست حقه



عشقم محمد علیزاده (امتیاز : 1)
توسط Niloofar1375 در مورخه : جمعه، 25 بهمن ماه ، 1392
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی) http://nsharifi75@gmail.com
مثله همیشه عالییییییییییییییییییییی. تا تهش هوادارتیم محمد


امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 4.09 | تعداد آراء: 21



لـطـفـا بـه ایـن مطـلـب امتـیـاز دهیـد :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
انتخاب ها